سفارش تبلیغ
صبا ویژن

[ و از نوف بکالى روایت است که شبى امیر المؤمنین ( ع ) را دیدم از بستر خود برون آمده نگاهى به ستارگان انداخت و فرمود : نوف خفته‏اى یا دیده‏ات باز است ؟ گفتم دیده‏ام باز است . فرمود : ] نوف خوشا آنان که دل از این جهان گسستند و بدان جهان بستند . آنان مردمى‏اند که زمین را گستردنى خود گرفته‏اند و خاک آن را بستر . و آب آن را طیب . قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان . چون مسیح دنیا را از خود دور ساخته‏اند و نگاهى بدان نینداخته . نوف داود ( ع ) در چنین ساعت از شب برون شد و گفت این ساعتى است که بنده‏اى در آن دعا نکند جز که از او پذیرفته شود ، مگر آن که باج ستاند ، یا گزارش کار مردمان را به حاکم رساند ، یا خدمتگزار داروغه باشد ، یا عرطبه طنبور نوازد ، یا دارنده کوبه باشد و آن طبل است . [ و گفته‏اند عرطبه ، طبل است و کوبه ، طنبور . ] [نهج البلاغه]

...کاش عاشق می شدم اما
نویسنده :  پرنیاجان

 

برای خوشبختی تو خدا رو فریاد می زنم

من و تو و خیابون... سه تایی زیر بارون ...انگار همین ترانه رو می خوندیم

شونه به شونه هم...زیر بارون نم نم...تو خود شب تو کوچه ها

می موندیم

اسم تو بود رو لب من...قلبا با هم یکی

بودن...تنها مو ندم.
حالا تو بارون...از تو خوندم توی خیابون...تو شب بی

ستاره...تنها شدم

دوباره...چشمای من چشماتو کم می یاره...من وترانه تو...دل و بهانه تو...

اینم چند جمله از حنا خانوم که لطف کردن ...

چند سوال نسبتا احمقانه: چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟ چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟ چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟ چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟ آیا میشه زیر آب گریه کرد؟


بعضی عشقها مثل حضرت نوح اند. فقط از ترس طوفان میان طرف تو _بعضی عشقها مثل حضرت آدم اند. فقط خاصیتشون اینه که اولینه _بعضی عشقها مثل حضرت ابراهیم اند. باید توشون همه چیتو قربانی کنی _بعضی عقشها مثل حضرت مسیح اند. آخرش آدم رو به صلیب می کشند _بعضی عشقها مثل حضرت موسا اند. یه خورده که دور بشی جات رو یه گوساله پر می کنه

 

روزی از میلتون ؛ شاعر معروف انگلیسی پرسیدند :چرا ولیعهد انگلستان میتواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشیند و سلطنت کند ؛ اما تا هیجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند ؟؟ گفت : بخاطر اینکه اداره کردن یک مملکت از اداره کردن یک زن بمراتب آسان تر است

سرنوشت ننوشت ، گرنوشت بد نوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت!


سه شنبه 86/7/3 ساعت 10:48 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
دوستم داشته باش
[عناوین آرشیوشده]
فهرست
88297 :کل بازدیدها
85 :بازدید امروز
10 :بازدید دیروز
پیوندهای روزانه
درباره خودم
...کاش عاشق می شدم اما
پرنیاجان
من پرنیا20سالمه و خواهر پرهام هستم و خیلی دوستش دارم به خاطر اون کارش را ادامه می دم تا ببینیم خدا چی می حواد به هر حال نظر یادتون نره ممنونم
حضور و غیاب
لوگوی خودم
...کاش عاشق می شدم اما
لوگوی دوستان
لینک دوستان
شب عشق
بتو می مانم ولی تنها
عشق داغ
اشتراک
 
آرشیو
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
طراح قالب